Thursday, April 13, 2006

بیدار

در نگاهت وقتی بیدار شدم
خودم را در کنار برکه ای بافتم
که هنوز نشانی از بیداری در وجودم برای تو نبود!
نمی دانم، شاید بیدار شدن در برابر تو را نتوانم
از بیداری ها گرفته ام که در خوابم آرام باشم
حتی به کنار برکه ای خوسیده
حتی در هیاهوهای زمانم
می دانم که خود بیدارم می کنی
به زمانی که در خوابم
در هیاهوهایت گمم
به زمانی که در پی یافتن نشانی
از تنها خوابت برای من، گمم
من گمم، خوابم یا بیدار؟
تو بگو
تو که آشنای لحظه به لحظه ی خواب های منی
تو بگو
تو که، تصویر رنگی خواب های بیداریم را هم آفریننده ای
تو بگو
تو که در کنار برکه ای خوسیده هنوز بیدارم نکرده ای
من گمم، خوابم، یا بیدار؟

No comments: