همین جا و همین حالا روبروی بادی دیگر ایستاده ام بی پرواتر از همیشه و برای همیشه ایستاده ام دربرابر تو تا نشانت دهم فقط یک بار و برای همیشه تهی شدن از تو را در همیشه ی زمان را
به استناد هر فکری تازه به هر آنی از زمان می شود به نو شدن در هر آئینه ای غیر از طبیعت از نو زیستن دیدن خواندن نوشتن به هر فصلی که غیر بهار باشد و نیز
این آسمان بیگانگی می کند با من و تو مال من و تو نیست با همه هم نیست ستاره نشان نمی دهد بیگانگی می کند با عشق تو به هر نگاه من به هر ستاره و این دشواری هر شب من است